دروغ و حقیقت

دروغ و حقیقت

روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری با هم شنا کنیم؟ حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول او را خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند. حقیقت لباسش را در آورد. دروغ حیله گر فوراً لباسهای او را پوشید. از آن روز به بعد همیشه حقیقت عریان و زشت است و دروغ در لباس حقیقت زیبا و فریبنده.

  
نویسنده : کامیار صابری ; ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ مهر ،۱۳۸٩