سکه یک سنتی


سکه یک سنتی

پسر کوچکی، در هنگام راه رفتن در خیابان، سکه ای یک سنتی پیدا کرد. او از پیدا کردن این پول، آن هم بدون هیچ زحمتی، خیلی ذوق زده شد. این تجربه باعث شد که او بقیه روزها هم با چشم های باز سرش را پایین بگیرد (به دنبال گنج!).
او در مدت زندگیش، 296 سکه 1 سنتی، 48 سکه 5 سنتی، 19 سکه 10 سنتی، 2 سکه نیم دلاری و یک اسکناس مچاله شده 1 دلاری پیدا کرد . یعنی در مجموع 13 دلار و 26 سنت. در برابر به دست آوردن این 13 دلار و 26 سنت، او زیبایی دل انگیز 31369 طلوع خورشید، درخشش 157 رنگین کمان و منظره درختان افرا در سرمای پاییز را از دست داد.
او هیچ گاه حرکت ابرهای سفید را بر فراز آسمانها در حالی که از شکلی به شکل دیگر در می آمدند، ندید. پرندگان در حال پرواز، درخشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر، هرگز جزئی از خاطرات او نشد.

/ 6 نظر / 7 بازدید
سوژا

سلام بلاگ جالبی داری موفق باشی چقدر گرون تموم شده واسش چه لحظه هاییرو از دست داده ...![گل]

مریم

گنج هایی رو از دست داد که با هیچ سکه ای قابل معاوضه نیست!

بهرام

سلام از حضورت ممنون داستان خيلي عبرت انگيز است بهرام [گل][گل][گل]

خورشید شیری

وبتون خيلييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي قشنگه.(اگر وقتي بود به ما هم سر بزنيد) چه لحظه هايي رو از دست داده....

سعید ایروانی

به به كيف كردم آفرين به اين حسن سليقه اجازه ميدين بگذارمش تو وبلاگم؟[نیشخند]

thats nice